از نزدیک
به راحتی!
سه شنبه 11 آبان1389
عبور!
به تمامی به رهاییها می اندیشم. به سبکی حال و هوای زندگی و به سنگینی خودم. دلم رضاست از تمایلات نابی که از زندگی با من است. عقل را به اندازه و تکمیل بکار میبندم. دلم حال و هوای دیگری دارد و سرم به زندگی از نوع دیگری گرم است به دانستن و فرزانه وار بودن بیشتر گرایش دارم. خواهشها را ذوب کردن لازم است. بزرگ شدم انگار بیش از آنی که حدسش بتوان زد! عبور و گذاشتن با من است هنوز! انگاری زود دیر میشود.....
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 10:23 | لینک ثابت
•
پنجشنبه 10 تیر1389
ندای رستن!
این روزهای بکر و تکین و انقلاب درون و پر مساله گی بیرون هم حکایتی دارد . در دلم تمایل عجیبی است به زیستنی پر مایه و تمام و چه زیباست به لختی و رهایی رسیدن! گاهی برای گذاشتن و گذشتن فقط دمی بس است و گاهی بی دلیل و بی استدلال بایستی بود. مگر سالیان سال با محاسبه و دقت زندگی نکردیم. مگر جان شیفته را برای عاشقانه زیستن به تمامی در پی دل نبردیم! چه باک گاهی هم از بی ملاحظه گی ها از رفتن و دور شدن. وقت همراهی با نظم زیستن است راستش دیگر مرا خواست آزمون و خطا و اراده دیوانه وارگی و دلانه تام زیستن نیست. این روزها به بنای جدیدی می اندیشم که با من است به خودم رسیده ام این لحظه ها . به سان دیگران به منطق زیستن هم احترام میگذارم به آموزه هایم مشغولم به هزا راه نرفته و به چیزی شبیه امید! امید به آینده! راستش میل به فرزانگی در من بیدارتر شده . در سرم هوای پختگی است و در دلم ندای رهایی. .....
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 10:31 | لینک ثابت
•
دوشنبه 23 فروردین1389
آغازی دیگر بکر و دلانه
آغاز دیگر است و بکری دیگری و در من حسی است با شکوه و دلی پر امید. در این میان همیشه ردپاهایی در من هست از گذشته های دور و نزدیک که یاد ایامشان سرمایه زندگی است و خاطراتشان برای من زنده و جاویدان. همراهی پر دامنه ایست و همدلی نیاز مبرمش! دلم را آبستن خواهشهای پاکی میکنم تا سرم گرم باشد به مسئولیت!. در این بهار طبیعت هم به امید نیازمندم و هم پرم از تمنای زیستن! رهایی اما با من است رهایی از هر آنچه که بازدارنده است در این ملک زیستن . در من یادها نمیمیرند گرچه گاهی هم بروم گم شوم و حتی نباشم در دورو برها! چه باک که ارج مینهم به داشته هایم حتی اگر غایب باشند و در برم نباشند یا در برشان نباشم. این زیستن لعنتی دیگر چشمی برایم نمیگذارد. گاهی به رفتنم نیاز هست. به کوچ هم نیاز هست .به دلانه رفتن هم نیاز است باور کن نیاز است نیاز!. گاهی وقتها خیلی تنگند ! میدانم دلم هم تنگ است اما چه میشود کرد ضرورت است ضرورت! . عمیقا سنگینم این روزها سنگین خودم!. دلم دیوانگی هم دارد. وحشیانه هم پر می کشد اما چه میشود کرد ضرورت است و ضرورت ها مسئولیتند !.. آغازی است دیگر و راهی است بلند و طولانی راهی که امید می خواهد و تمنا .....
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 18:2 | لینک ثابت
•
سه شنبه 25 اسفند1388
میل به فرزانگی
سرفراز و امیدوار با تمایلی با شکوه و با زیستنی رنگ خورده به خاطرات بکر و تکین گذشته ام به یاد ردپاهای ماندگار همراهان همیشه مانا و جاویدانم در این ایام پایانی سال دلم هوایی لذت های خاصینه و تکین ویژه خودم است. اما به راستی که سبکبال و رضا حال به مسیری می اندیشم که در من میل هماره رفتن و امیدوارانه جنبیدن را زاده است. این روزهای پر مشغله ام ودر این زمانه پر مساله ای که جامعه ام به آن دچار است و در میان غبار آلودگی فضای سیاست و در میان تنگ نظری ها و کوته بینی های مخالفین حقوق اساسی ملت اما میتوان به دموکراسی توام با آزادی هم نظر داشت چرا که تحول منطق گریز ناپذیر جامعه ای است که خواهان پیشرفت و بالندگی است .اگر چه در آستانه سالی نو دوستانی در بند و دلهایی آزرده و در درون خواهشهای بسیاری ارضا و اقناع نشده موجود! اما هنوز هم به زیستنی بکر و غرور آفرین و به جاویدانه بودنی دلفریب و دلنواز می اندیشم! .... اما راستش در میان جورواجوری تمایلات بسیار و سنگینم این روزها به فرزانگی و میل به دانستن و فرزانگی وش زیستن بیشتر می اندیشم! گرچه زندگی ام شلوغتر شده و لحظه ها را به تیر تند و هوسناکی شکارچی ام!
/سال نو مبارک/
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 12:43 | لینک ثابت
•
چهارشنبه 28 بهمن1388
قدرت آزادی!
خواهشی از عمق جان و روزهایی سراسر پر معنا و در سر اراده ای به( تکین زیستن) و در دل تمایلی به جاودانگی و به تمامی تجربیدن! .اوضاع زمانه کشور اما پر از مسائل و مصائب. به راستی آزادی و آزادگی و رهایی و سربلند زیستن و سرفراز ماندن را مثالی نیست! کاش آنان که نه آزادی را بر میتابند و نه به آزاد اندیشی و آزاد زیستی باور داردند خام و کم مایه نبودند و به قدرت آزادی آگاه بودند! روح رهایی جویی و خواهش حقیقت جویی مردم هر انسداد و استبدادی را موم میکند! در این زمانه شلوغ دل را هوایی نگه داشتن و جان را به تمامی ململین و شفاف عادت دادن لذت کودکانه ای دارد. چه ترس از ناملایمات بیرون و چه باک از زاویه های زندگی که زندگی را با پیچ در پیچی های همیشه اش شناخته ام! لذت درون امیدوار و سنگینم مرا چون پری سبک به جولانگاه زیستن میبرد و این روزها سخت به آموختن از دیروزها مشغولم . باز هم حس رهایی با من است و آزادی خواهی تنها کلمه با معنای من!. دلم برای سادگی دیروزهایی که هیچ تعلقی را آبستن نبود تنگ میشود گاهی! دلم هوایی خاطرات پردامنه ای که ردپایشان جاویدان و ماندگار در من است! تنگ میشود گاهی . اما لحظه ها را چه کامل وافر فتح میکنم این روزها انگاری عمر جاویدان خواهم داشت!.....
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 9:4 | لینک ثابت
•
چهارشنبه 30 دی1388
احوال امروز ما سرمایه فردای ماست!
چه زیباست تارو پود زیستن را با اقتداری تمام و تمایلی هوسناک تجربیدن! و چه دلرباست وقتی احساس میکنی زیستن را با قدرت تمام آبستنش میکنی و دل امید به فراخی ارده ات مسیرها را فتح میکنی و هی به خود میبالی! آری این روزها برای من عجیب سنگین و پربارند! فضای سیاست کشور البته به سمتی رفته که حاکمیت به قدرت مردم و تاثیرگزاری جنبش پی میبرد. گرچه حتی برخوردها تندتر شده اما مردم توان بالا بلندی دارند و در نهایت پیروزند ! راستش انگاری در نقطه عطف زیستن این روزها سامانی به خودم میدهم و آموخته ها و انباشته هایم را مرور دوباره میکنم. تا فهم تازه ای بیابم و لذت افزونی را درک کنم! چه زیباست آزادی ! رهایی از پوششهای نابجا و رهایی از تعلقات ناهمگون! سرم شلوخ تر شده. کارها زیادتر شده و مسئولیت ها گسترده تر! ردپاهای همپیاله هام و جاویدانگی های حک شده با من همچنان مانا و جاویدان با من هستند و خواهند بود. یاد دیروزهای دلفریب و خاطره جولان دهی هایم به شاد باد! سیاست اما این روزها نقل هر محفلی است و من امیدوار به رشد سیاسی و توسعه اجتماعی. از نظر من ظرفیت خوبی برای دموکراسی خواهی در ایران ایجاد شده و جنبش امروز سرمایه پیشرفت فردا های ماست!
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 11:57 | لینک ثابت
•
شنبه 19 دی1388
هوس آینده
حسی فریفته و دلی شیفته اما اراده ای استوار دارم این روزها چرا که زندگی را به تمامی و به اندازه مصرف می کنک این روزها! در میان مشغله بسیار کاریم و در لابلای تلاش بسیارم برای در اوج بودنم! همچنان به کسب آموخته ها و به سامان رساندن خواست درونی ام می پردازم. دلم این روزها هوایی وضعیتی است رها و آزاد البته با چارچوبی معنا دار و رسالتی مشخص این روزها که فضای سیاست را با همه مصائبش و با همه هزینه هایی که برای هم فکران و دوستان داشته من به نفع دموکراسی فرض میگیرم چرا که اراده ای استوار و جنبشی پر توان و ذی شعور در برابر اقتدارگرایی و زور قد بر افراشته . بی فایده نیست فریاد آزادی و بی جا نیست اراده های معطوف به اصلاحی گری و این همه راهی است که به سوی احیای حقوق اساسی ملت ختم خواهد شد! دلم به راستی این روزها به تمایلی شفاف و بی ریا به زیستنی جاودانه و خوش نما روشن است و درونم به میلی برای در مانایی و جاویدانگی ماندن و رهیدن پالیده است! به خودم می پردازم به خواهش های عمیق و دلفریب و به دلبخواهی های بکر به هست های لذیذ و به یادها و خاطرات پر جریان به بلند قامتی زیستن مشغولم به آینده ای باز و هوس انگیز!
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 10:12 | لینک ثابت
•
شنبه 28 آذر1388
دلبخواهی های بکر
در آستانه تشنگی ام برای رهایی و بی بندی به سان بیقراری دلی پر مدعا و امیدوار این روزها به سنگینی یافته ها و به سبکی دلبخواهیهایم میاندیشم به زندگی که این روزها پر از اتفاقات گاه و بیگاه و دلنواز است پابسته ام . به راستی که زندگی در این میان مرا با خود به بیمرزیهای چند به رهیدنهای دلبر و تجربیات با افتخاری برده است .به سادگی اوج میگیرم این روزها برای جاودانه حک شدنم در لابلای تجربه هایی به اندازه بکر! دلم هوایی و در بند به تمامی نوشیدن لحظه های ناب این روزهاست! چه گوناگونی هایی در این چند روز عمر کشف کردم و چه شلوغ و پر دامنه و عریض به تجربه پرداخته ام به راستی بارم از زیستن بیش از نیازم بوده و هست .هنوزم در من نشان پر استعاره قدرت و جاودانگی یله کرده .درونم آبستن جلوه های بیشمار تکین زیستن است. مرا چه به دیگرانی که راز ها را نه میبینند و روزنه ها را نه میجویند! ........................
.....................................................................
خواهش فقط بی مرزی و رهایی است !
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 11:42 | لینک ثابت
•
چهارشنبه 27 آبان1388
آزادی همچنان آرمانی درونی برای من!
وسوسه و تشنگی به زیستن در من عمیق و قدرتمند یله کرده . این روزها عجیب به خودم مشغولم. به زندگی پر حاشیه و پر خاطره امُ به بالا پایین رفتگی هایم -به دلبازی هایم به دلگیریهایم -به دلفریبیهایم- به اندیشیدنیهای تیزم -به شامه های قدرت آلودم- به سیاست ورزیهای گاه و بیگاهم - به همراهان و دوستان و هم سلک هایم- و در یک کلام به خودم -خودی چون اسفند بیقرار می اندیشم. راستش شاید بیش از نیازم حتی دریافته ام. گاهی دلم عجیب در پی سبکی است .آزادی را همیشه باور داشته ام اگر یک کلمه یا یک مفهوم یا حتی یک سبک را مجبور به انتخاب شوم بی تردید آزادی را بر خواهم گزید. آزادی از هر نگاه تنگ و هر عقیده یخ زده. آزادی از هر چارچوب بی محتوا و آزادی از هر در خود ماندگی و آزادی از هر ترس و هر سلطه و اجبار ! اما میدانم آزادی مسئولیت سهمگینی دارد چرا که آزادی نیاز به تشخیص همزمان و نیاز به اخلاق پذیری مداوم دارد از نظرم !
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 12:37 | لینک ثابت
•
چهارشنبه 13 آبان1388
تشنگی از لابلای زندگی این روزهایم!
گرایشها و اشتیاق شدید این روزهایم ریشه در تشنگی همیشگی ام داشته نسبت به زیستن! در این میان طعم دلتنگی هایم آمیخته به اقتدار درونم و همسایه با کنکاش وجودم بوده چرا که در میان جستجوگری هایم به تردیدهایی رسیده ام از حقایقی حتی گذشته ام و اما یافته های بکر و جاویدانی یافته ام به درونم که پی میبرم صیقل خوردگی های نابی می یابم و شیفتگی های غریبی را پی میجویم در این میان اندیشیدنی به غایت پرسشگر را خواسته ام ساده بگویم این روزها پرم! پر از لذت و لبریز از زیستنی که در منتهایش رهایی می جویم و اقتدار! زندگی این روزها چون دلربایی گس گونگی کسی دلفریب جاری است گاهی از عمیق خواستن هایم هم لذت می آید و میل به زیستن . بنیانهایی که از خاطرات و آموخته هایم بنا کرده ام و بناهایی که سیال و بی مرز در باور هایم حک شده فراخ اند و گسترده . نه مرا هراسی است از تردیدها و نه ترسی از نرسیدن ها به اندازه داشته هایم اعجاب انگیزند و به غایت زندگی بر من شگرف و لذت وش میبارد . زمان را آبستن حادثه های تکین و لحظه هایی روح بخش یافته ام . هستی را به کامی و به یادهای ماندگاری میشناسم . در این بین نقصان و اشتباه نرسیده ها و نایافته ها دلتنگی ها و ناتناسبی ها و اشتباهات و انتظارات خاصیت زندگی است . زندگی برای من نماد آموختن از اشتباهات و تراز همیشه جستن برای حقیقت است . حقیقت اما در بند هیچ چیز نخواهد بود نه در بند ایده ای و نه در انحصار عده ای و نه در آغوش گروه و دسته ای ! حقیقت یعنی با آزادی و رهایی آمیختن ! این روزها دلم هم لبریز از خواهش است هم پر از دلتنگی ها!
نوشته شده توسط رهاتر از همیشه!
در 10:48 | لینک ثابت
•

